تبليغاتX
راز های بچه های دانشگاه
راز های بچه های دانشگاه
پيرامون هرچي بخواي 
قالب وبلاگ
نويسندگان
من از نسل کوروشم ، که من ماندم و ماهیانه 45 هزار تومان یارانه !!!
من از نسل ستارخان و باقرخانم ، که فقط ترافیک خیابانش برایم مانده !!!
از دریای کاسپین ، فقط ویلاهای ساحلی اش مانده برایم ...!!!
از خلیج فارسش ، فقط رای گیری هایش !!
از آذربایجانش ، برایم جک هایش مانده ...!
از سکه های دوره هخامنشی ، برایم ریال ماند !!
از آزادی بیان ، برایم دیوار های دستشویی های عمومی ماند ...!
ابراز احساساتم شد اس ام اس ،
زندگی ام گره خورده به زندگیه مجازی ،
فریادم شد دکمه های کیبرد ،
ترسم شد از ماشین پلیس !!

من از نسل کوروش بودم

[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 17:43 ] [ hamed ]
تا که بودیم ، نبودیم کسی
کشت ما را غم بی هم نفسی

تا که خفتیم همه بیدار شدند
تا که مردیم همگی یار شدند

قدر آن شیشه بدانید که هست
نه در آن لحظه که افتاد و شکست

[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 17:35 ] [ hamed ]
بدو بیا سلامتی داریم


به سلامتیه كسی كه نمیشناستت

اما نوشته هاتو میخونه

تا از درونت با خبر بشه

و برات کامنت میذاره

نه واسه اینکه خوشش اومده

واسه اینکه بهت بفهمونه كه تنها نیستی

[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 17:32 ] [ hamed ]
پسر: با شکم خالی چند تا سیب میتونی بخوری؟

دختر: شش تا!

پسر: فقط یکی میتونی چون موقع خوردن سیب دوم شکمت دیگه خالی نیست

دختر: چه جلب حتما برای دوستام تعریف میکنم

دختر: با شکم خالی چند تا سیب میتونی بخوری؟

دختر دوم: ده تا

دختر: اه، اگه میگفتی شش تا، یه معمای جالب میشد...

[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 17:27 ] [ hamed ]
نمیدونی تو نبودت چی کشیدم !!
.
.
.
.
.
.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 17:21 ] [ hamed ]
گويش دختران در سال 81: عزيزم، عشقم، چرا ناراحتی؟ قربونت برم..

گويش دختران در سال 86:عزيزم، عشقم، چرا ناراحنی؟ قلبونت برم..

گويش دختران در سال 91:عجيجم، عجقم، چلا نالاحتی؟ قلبونت بلم..

گويش دختران در سال96:ديبيلم، عولوپولو، بيلی بولو نات..

[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 17:18 ] [ hamed ]
اگــر امشـب هــم از حــوالــی دلــم گــذشتـی


آهستـــه رد شـــو ....


غــم را بـــا هـــزار بــدبختــی خـــوابـــانـــده امـ !!

[ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 20:51 ] [ hamed ]
بهار و این همه دلتنگی؟!

نه


شاید فرشته ای


فصلها را به اشتباه


ورق زده باشد . . .

[ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 20:45 ] [ hamed ]
وقتی محبتت را با همه وجودت به من تقدیم کردی و مرا شرمنده الطاف کریمانه ات کردی و
دل قشنگت را مالامال از عشق به من کردی بار دلدادگی را سخت بر دلم نهادی و امانت
عشق را در وجودم نهادی و عهد کردم که تکیه گاهت در همه لحظاتت باشم مادرم ای عزیز تر از جانم به پایت میریزم تمام هستیم را تمام وجودم را ان دم که تو را رنجاندم ان شب ها که تا صبح به بالین بیماریم نشستی اندم که از شادی من شاد واز غم من غمگین تو را با تمام وجود می پرستم ای ایمان قلبی من ای ارامش من ای روح و روان من می پرستمت.

روز زن بر تمامی مادران و دختر خانومای گل مبارک

[ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 9:47 ] [ hamed ]
خـــــدای من !

نـﮧ آטּ قدر خـــوبم که کمــــــکم کنی

نـﮧ آטּ قدر بـــــــدم که رهایـــــــــم کنــے
 
میاטּ ایـــــن دو گمم !

هم خود را و هــــم تو را آزار مـیدهم

هر چــﮧ قدر تــــلاش مـے کنم

نتوانستم آنــــے باشـم که تو خواســـتے

و هرگز دوســت ندارم آنـے باشم

کـــﮧتو رهایـــــــم کنـے...

آטּ قدر بـے تو تنهـــــا هستــم

که بے تو یعــنـے"هیـــچ"

یعنـــے پـــــوچ

خــــــدایا پـس هیــچ وقـت رهــایم نکن
[ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ 16:47 ] [ hamed ]

یه روز دلم گرفته بود مثل هوای بارونی

از اون هواها که خودت حال و هواشو می دونی

اگه بشه با واژه ها حالم و تعریف بکنم

تو هم منو شعر منو با همه حست میخونی . . .


شنیدن این شعر با صدای ناصر عبداللهی خیلی دلنشینه.روح ادمو می بره به دور دست ها.

کلا بارون و هوای بارونی رو خیلی دوست دارم.بابا بزرگم تو یکی از روستاهای استان گیلان یه ویلا داره.این روستا حدود 2000 متر از سطح دریا فاصله داره.من تابستونا میرم اونجا.

نزدیک عصر که میشه رطوبت جنگل میاد بالا و مه همه ی روستارو میگیره.صبح زود هم که پنجره ها رو باز کنی ابر وارد اتاقت میشه.

اونجا بهشته یه بهشته واقعی.

وقتی بارون میگیره میرم تو بالکن روصندلی پدر بزرگم میشینم و فکر میکنم.به گذشته و خاطراتش فکر میکنم.

به کسایی که بودن و الان دیگه نیستن.به کسایی که بودن و الانم هستن.

فکر کردن به گذشته و درس گرفتن ازش خیلی خوبه.باعث میشه برنامت واسه اینده بهتر باشه

الانم که اردیبهشته و دوماه مونده تا تابستون بیاد و من دوباره برم خونه باغ.لحظه شماری میکنم براش.

این بود گوشه ای از خاطره ی من از خونه باغ . . .

یاعلی

[ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ 15:49 ] [ hamed ]

سلامی دوباره به همه. . .

بعداز مدت ها دوباره برگشتم.وب خیلی خاک خورده و سوت و کور شده.دلم برای اینجا خیلی تنگ شده بود.

دلم برای نوشته هاتون خیلی تنگ شده.دلم واسه نوشته های وحید تنگ شده که در عین سادگی پرمحتوا بود.آدمو به فکر فرو می برد.بوی غیرت و وطن پرستی میداد.کلا با نوشته های وحید خیلی حال میکردم.

دلم واسه ی نوشته های حجت تنگ شده.نوشته هایی که توش از توهین و تخریب دیگران خبری نبود.نوشته هایی که بوی مهر و محبت و انسان دوستی می داد.نوشته هایی که گاهی هم ادمو از کارایی که میکرد شرمنده میکرد.

دلم واسه نوشته ها و خاطرات شیرین و باحاله محسن تنگ شده.خاطراتی که بوی رفاقت میداد.یه رفاقت واقعی.

دلم واسه نوشته های مهرداد تنگ شده.نوشته هایی که از ته دل زده میشد.نوشته هایی که رک ولی بدون غرض زده میشد و شوخی هایی که توش بود.

راستشو بخوایید دلم واسه ی حرفا و نوشته های خودمم تنگ شده بود.حرفایی که حس درونمو می آورد روی نت.

تواین مدت خیلی به اتفاقایی که تو این مدت برامون افتاد فکر کردم.حسادت باعث شد ما از هم فاصله بگیریم.به قول معروف چشم خوردیم.

یه جمله ی معروف هست که میگه قطاری که ایستاده رو ریل هیچ کس باهاش کاری نداره ولی به قطاری که در حال حرکته سنگ میزنن.مام تو این وب داشتیم حرفامونو فریاد میزدیم که بعضیا چشم دیدن مارو نداشتن و بهمون سنگ انداختن.بماند نمیخوام زیاد وارد مسائل حاشیه ای بشم.

اومدم که به امید خدا وب رو سرو سامون بدیم واز این حالت درش بیاریم.

داداشای گلم با قدرت تمام برگردیدومنتظر مطالب جدیدتون هستم

[ دوشنبه 11 اردیبهشت1391 ] [ 19:58 ] [ hamed ]
زاغکی قالب پنیری دید

 


از همان پاستوریزه های سفید!


پس به دندان گرفت و پر وا کرد


روی شاخ چنار مأوا کرد.


اتفاقا از آن محل روباه


می‌گذشت و شد از پنیر آگاه.


گفت: اینجا شده فشن تی وی!


چه ویویی! چه پرسپکتیوی!


محشری در تناسب اندام


کشته ی تیپ توست، خاص و عوام!


دارم ام پی تری آوازت


شاهکار شبیه اعجازت


ولی اینها کفاف ما ندهد


لطف اجرای زنده را ندهد


ای به آواز شهره در دنیا


یک دهن میهمان بکن ما را !


زاغ، بی وقفه قورت داد پنیر !


آن همه حیله کرد بی تأثیر


گفت: کوتاه کن سخن لطفا !


پاس کردم کلاس دوم من !

[ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 ] [ 21:59 ] [ حجت ]
بچه ها وبلاگمون 1 ساله شد!


یک سال ازون موقعی که مهرداد گفت حجت پایه ای یه وبلاگ گروهی بسازیم گذشت!

یک سال از روز اول و پست اول وبلاگ گذشت!


یادش بخیر ........ یاد همه خوب و بی هاش بخیر

[ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ 20:38 ] [ حجت ]
وفادارى؟ ....... خدا بيامرزدش.....................
صداقت؟ .... يادش گرامى....
غي...رت؟ ..... به احترامش يك لحظه سكوت.....
معرفت؟ ..... يابنده پاداش ميگيرد............................
مرام؟....... قطعه شهدا....
عشق؟ ..... از دم قسط..................
[ شنبه 2 اردیبهشت1391 ] [ 18:14 ] [ hamed ]
حق اين دانش آموز بيست است يا صفر؟

درکدام جنگ ناپلئون مرد؟
در اخرین جنگش

اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟
در پایین صفحه

علت اصلی طلاق چیست؟
ازدواج

علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟
امتحانات

چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟
نهار و شام

چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟
نیمه دیگر ان سیب

اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟
خیس خواهد شد

یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟
مشکلی نیست شبها می خوابد

چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟
شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد

اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست
دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید
کلا چه خوهید داشت؟
دستهای خیلی بزرگ

اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند
چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟
هیچچی چون دیوار قبلا ساخته شده

چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتونی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟
زمین بتونی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد
[ شنبه 2 اردیبهشت1391 ] [ 18:10 ] [ hamed ]
میگن یه حرفایی همیشه هست که از درد توی سینه است . . .


بعضی حرفا رو نمیشه گفت ... باید خورد...

ولی بعضی حرفا رو نه می شه گفت... نه میشه خورد

می مونه سر دل! میشه دل تنگ! میشه بغض! میشه سکوت!

میشه همون وقتی که خودتم نمیدونی چه مرگته!
[ شنبه 2 اردیبهشت1391 ] [ 18:5 ] [ hamed ]
خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود.

آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و ۴ تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه.

وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه. این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه، اما نتیجه ای نمیگیره.
یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین.
بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و. . . خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون.
یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره.
مرده میپرسه: ” اون گربه کره خر خونس؟”

زنش می گه آره. مرده میگه گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!!!
[ شنبه 2 اردیبهشت1391 ] [ 18:2 ] [ hamed ]
من دلم می خواهد

خانه ای داشته باشم پردوست

دوست هایم بنشینند آرام

گل بگویند و همه گل شنوند

بر درش برگ گلی بگذارم

روی آن هم بنویسم

«خانه ی ما اینجاست»

تا که سهراب نپرسد ديگر

خانه ی دوست کجاست؟!!
[ شنبه 2 اردیبهشت1391 ] [ 17:59 ] [ hamed ]
من واقعا تو خلاقیت بعضی از این دخترا موندم..

دختره 150 سانت مفید قد داره؛


10 سنات پاشنه زده زیر کفشش . . .!
کلیپس بسته رو کلش؛ اونم یه 7 سانت مرتفع ترش کرده....!!

بعد میگه من با پسرای قد کوتاه دوست نمیشم...!!!
[ شنبه 2 اردیبهشت1391 ] [ 17:54 ] [ hamed ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام
این وبلاگ چند تا نویسنده داره که راجع به همه چیز بحث میکنن
اصولا همه چیز میدونن !
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

دريافت كد دعاي فرج